عباس قديانى

376

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

داره نام نهمين پادشاه اشكانى « بلاش اول » در نوشته‌هاى موسى خورنى . داريوش اول در كتيبه‌هاى هخامنشى اسم اين پادشاه را چنين نوشته‌اند : « دارىووش » يا « دارىواوش » به زبان بابلى « درياووش » و به زبان مصرى در كتيبه‌هاى مصر « آن‌تريوش » يا « تاريوش » داريوش پسر ويشتاسب بود . ويشتاسب چنان كه هرودوت گويد در زمان كوروش و پسرش والى پارس بود ، ولى در زمان داريوش والى باختر و پارت گرديد . داريوش اول داريوش چون به حكومت رسيد بردياى دروغى را كه همان گئومات مغ بود ، از ميان برداشت و « آترين » نام را كه در خوزستان مىزيست و بر او ياغى شده بود ، به قتل رسانيد . در اين هنگام يك مرد بابلى « ندى تبير » نام كه خود را بخت النصر پسر « نبونيدم » پادشاه سابق بابل خوانده بود ، علم طغيان برافراشت ، داريوش با لشكرى عظيم به طرف بابل حركت كرد . قشون ندىتيبر در آن سوى دجله بود و عبور سپاهيان داريوش ميسر نمىشد ، داريوش سپاه خود را دو قسمت كرد ، قسمتى را بر شترها و نيمى را بر اسبها سوار كرد و با اين تدبير از دجله گذشت و با لشكر « ندىتبير » جنگيد و او را شكست داد و بابل را فتح نمود و ندىتبير را در بابل كشت . هنگامى كه داريوش در بابل بود در پارس و خوزستان و ماد و آشور و مصر و پارت و مرو ، شورشهايى برپا شد . مرتىترى از اهل پارس به شوش حمله برد و لكن خود اهالى او را گرفته و كشتند و قشون ماد كه ساخلوى اين خطه بود به اغواى شخصى كه خود را « افرورهش » و از اعقاب هوخشتره مىخواند ، ياغى شد و مادىها او را پادشاه كردند . داريوش « وىدارنه » سردار سپاه را به ماد فرستاد و ميان نيروى داريوش در « كسميه » كه ناحيه‌اى از ماد است ماندند تا داريوش به ماد آيد ، و نيز « داورشش » نام ارمنى را كه از ايرانيان ميهن‌پرست بود به ارمنستان فرستاد تا شورش آن قسمت را بخواباند ، و او توانست چنين كند . در ساير نقاط نيز داريوش با موفقيت بر ياغيها فايق آمد . داريوش پس از اينكه شورشهاى ايران را فرونشاند تشكيلاتى به ايران داد كه به وسيلهء آن ممالك تابعهء ايران با يكديگر و با مركز پيوستند و وحدتى در دولت پرعرض و طول هخامنشى ايجاد